آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥
را بدون کسب اجازه داخل نمیشدند و این استیناس را بیشتر از همان راه سلام انجام میدادند . حتی به خانه دخترش حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) بدون اجازه وارد نمیشد ، پشت در خانه میایستاد و با صدای بلند فریاد میکرد : " « السلام علیکم یا اهل البیت » " اگر جواب میدادند و میگفتند " بفرمایید " داخل میشد و اگر جواب نمیدادند بار دوم صدا میکرد ، شاید نشنیده باشند : " « السلام علیکم یا اهل البیت » " اگر جواب نمیدادند احتیاطا که نکند نشنیده باشند بار سوم سلام میکرد ، و اگر بار سوم نیز جواب نمیآمد برمیگشت ، میگفت یا نیستند یا وضعشان یک وضعی است که مقتضی نیست کسی را بپذیرند و دیگر بدش هم نمیآمد . " « ذلکم خیر لکم لعلکم تذکرون »" این برای شما بهتر است و مصلحت شما این است ، باشد بعدها متوجه فایده این کار بشوید ، یعنی عمل کنید بعد به فایده این کار پی میبرید . در این زمینه داستانهایی هست که شنیدهاید . داستان " سمره بن جندب " که آدم بد ذاتی بود و بعدها هم در زمان امیرالمؤمنین ( ع ) و در دوره معاویه خیلی بد ذاتی کرد معروف است . او در زمان پیغمبر خدا ( ص ) یک درخت خرما در باغ یکی از اصحاب رسول خدا ( ص ) داشت . به حکم اینکه درخت او در آن زمین بود حق مرور داشت و حق داشت از درختش خبر بگیرد . ولی چون این درخت در خانه مردم بود ، طبق قاعده باید هر وقت میخواست داخل آن خانه بشود استیناس کند ، کسب اجازه کند ، " یا الله " بگوید ، ولی او یک آدم گردن کلفت قلدری بود و این کار را نمیکرد و ناگهان و به طور سرزده داخل خانه مردم میشد ( هر کس در داخل