آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٠
بیاید و دیگر لزومی ندارد اصلی ماوراء الطبیعی ، تدبیری ماوراء الطبیعی ، در کار باشد ، چطور ؟ قائل به اصولی شدند ( همان اصولی که خود داروین هم ذکر کرد ولی البته با خصوصیات دیگری ) : اصل حب بقای ذات . در هر جانداری چنین علاقهای هست . هر جانداری به موجب اینکه حب به بقای ذات دارد ، در تلاش حفظ حیات خودش است و با جاندارهای دیگر به تنازع برمیخیزد ، پس اصل دیگری پیدا شد به نام " تنازع بقا " . در تنازع بقا آن موجودی که نیرومندتر و قویتر و برای زنده ماندن صالحتر است باقی میماند ، ضعیف از بین میرود و پایمال میشود : اصل بقای اصلح یا انتخاب اصلح . اصل دیگر اصل تأثیر محیط است . محیط بر روی حیوان تأثیر میبخشد ، و دیگر اصل وراثت : آنچه که یک نسل کسب میکند در نسل بعدی به ارث منتقل میشود . البته خود این اصول بعدها مخدوش قلمداد شد ، ولی آنچه که علمای الهی ثابت کردند این بود که اگر ما فرض کنیم تمام این قوانینی که شما برای تکامل میگویید قوانین درستی باشد : اصل تنازع بقا ، اصل انتخاب اصلح ، اصل وراثت و اصل تأثیر محیط درست باشد ، آیا اینها کافی است برای اینکه یک موجود تک سلولی ولو در طول میلیونها سال به صورت یک انسان در بیاید ، به صورت یک دستگاه چنین منظم ؟ خود داروین که اصلی به نام " انطباق با محیط " ذکر میکند و میگوید موجود زنده در هر محیطی که باشد خودش را با محیط منطبق میکند ، این اصل را به شکلی ذکر کرد که به او اعتراض کردند ، گفتند تو از اصل " انطباق با محیط " مانند یک اصل ماوراء الطبیعی سخن میگویی ، و حق هم همین بود ، زیرا این مطلب را ثابت کرد که هر موجودی در هر محیطی که هست ، حتی بدون آنکه خود او