آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٠
همدیگر حرف میزنند و خودشان را به یکدیگر معرفی میکنند .
من در یکی از کتابهایم [ مسأله حجاب ] نوشتهام که بعضی از لباسها و
بعضی از ژستها زبان دار است . آدمی که وقتی راه میرود بادی به غبغب
میاندازد ، صدایش را کلفت میکند و پایش را محکم به زمین میکوبد در
واقع میخواهد به دیگران بگوید : دور باش ، از من بترس . همچنین یک زن
دوجور لباس میپوشد : یک وقت طوری لباس میپوشد و در خیابانها راه
میرود که خود وضعش داد میزند و میگوید که من عفیفم ، کسی را نرسد که طمع
به من بدوزد ، اصلا خود ژست و خود لباس میگوید من چنینم و طبعا افرادی
هم که دنبال شکاری میروند و میخواهند ببینند کسی اهلش هست یا نه ، سراغ
آنها نمیروند [١] ، و یک وقت نقطه مقابل آن است : همانطور که آن
شخص طوری لباس میپوشد که میگوید از من بترس ، یک زن هم ممکن است
طوری لباس بپوشد که میگوید بیا دنبال من ، با زبان خودش حرف نمیزند
ولی ژستش همه را دعوت میکند که بیا سراغ من و مرا تعقیب کن ، من
اینکاره هستم . این را میگویند " زبان حال ". از مطلب خیلی خارج شدیم.
[١] قرآن در آن آیه کریمه در سوره احزاب میفرماید : یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من
جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یؤذین ». ( احزاب / ٥٩ ) . منظورم این جمله است : " ذلک ادنی ان یعرفن فلا یؤذین »" . در شأن نزول این آیه ذکر کردهاند و خلاصه مطلب همانطور که استنباط کردهایم این است که طوری لباس بپوشند که آدمهای هرزه مشتری خودشان را بشناسند ، یعنی به نحو لباس پوشیدن زنان آماده برای شکار لباس نپوشند .