آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١
سر این امر واضح و روشن است و آن اینکه زن و مرد نسبت به یکدیگر احساسات مشابه ندارند و از نظر وضع خلقت هم وضع غیر مشابهی دارند ، یعنی این زن است که مورد تهاجم چشم و اعضا و جوارح و دست و همه بدن مرد است نه مرد مورد تهاجم زن . به طور کلی جنس نر و ماده در عالم اینطورند ، اختصاص به زن و مرد انسان ندارد ، جنس نر در خلقت ، " گیرنده " خلق شده است و جنس ماده به عنوان موجودی که مورد تهاجم جنس نر قرار میگیرد . در هر حیوانی هم که شما نگاه کنید آنکه به سراغ جنس دیگر میرود همیشه جنس نر است ، در کبوتر و مرغ و اسب و الاغ و گنجشک و شیر و گوسفند [ و غیره ] اینطور است . در هر حیوانی آنکه وظیفهاش تهاجم است و غریزه تهاجم به او داده شده جنس نر است ، جنس ماده در عین اینکه طالب جنس نر است ولی به این صورت نیست که او به سراغ جنس نر برود ، و به همین دلیل است که در انسان هم جنس نر است که باید برود و خطبه کند و دختر را خواستگاری کند و این پسر است که به خواستگاری دختر میرود . خواستگاری کردن پسر از دختر یک امر بسیار عادی و یک امر بسیار طبیعی و فطری است . این اواخر ، کسانی که ندانسته ، یا بگویم تحمیق شده ، دم از تساوی حقوق زن و مرد میزنند و تساوی را با تشابه اشتباه میکنند و خیال میکنند تفاوت جنس مرد و زن فقط و فقط در آلات تناسلی آنهاست و هیچ تفاوت دیگری در کار نیست مینویسند این عجب عادت بدی شده ! چرا پسرها باید به خواستگاری دخترها بروند ؟ نه ، بعد از این رسم اینجور باشد که دخترها هم به خواستگاری پسرها بروند ! اولا این ، مبارزه با قانون خلقت است . اگر قانون خلقت را آنجا که دو جنسی است در همه جاندارها عوض کردید ، اینجا