آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢
کشتن اولیاء خداست [ که در واقع ] خراب کردن بزرگترین مساجد است . در این خانهها ، صبح و شام [ تسبیح خدا میشود ] . مفسرین گفتهاند مقصود این است که علی الدوام تسبیح و تنزیه خدا میشود ، نه فقط صبح و شام و بقیهاش به غفلت میگذرد . مسبح ، چه کسانی هستند ؟ تعبیر قرآن را ببینید : " « رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله »" . مقصود از کلمه " رجال " همانطور که مفسرین گفتهاند این نیست که یعنی " نه زنها " ، بلکه به اصطلاح " الغاء خصوصیت " میشود ، و بعلاوه عنایت روی این است که یعنی " با همتانی " . گاهی که ما میخواهیم افرادی را با همت ذکربکنیم کلمه " رجل " میآوریم . این دیگر فرقی نمیکند که از جنس مذکر باشد یا از جنس مؤنث . بزرگ همتانی که تجارت و خرید و فروش ، آنها را از یاد حق باز نمیدارد . البته تجارت و بیع به عنوان مثال است ، یعنی شغل و کار تدریس و معلمی و وعظ و خطابه و بنایی و معماری و طبابت و غیره هم از همین قبیل است . مردهایی که کارشان آنها را از یاد خدا باز نمیدارد . از اینجا تفاوت منطق عرفانی قرآن با خیلی از عرفانها روشن میشود . قرآن نمیگوید مردانی که از کار و تجارت و بیع و بنائی و معماری و آهنگری و نجاری و معلمی و خلاصه " وظایف " دست برمیدارند و به ذکر خدا مشغول میشوند ، میفرماید آنها که در همان حالی که اشتغال به کارشان دارند خدا را فراموش نمیکنند ، یگانه چیزی که هیچوقت او را فراموش نمیکنند خداست . یک چنین آدمی واقعا بدن او مسجد است ، چون همیشه در این بدن یاد خدا و ذکر خدا و تسبیح خداست . همه کارهای درستی که دیگران میکنند