آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣
" محصنه " باشند از زنا کردن ممنوعند ، یعنی یک مرد زن دار و یک زن شوهردار حق ندارند زنا کنند ، اما برای مردی که زن ندارد یا زنی که شوهر ندارد هیچ منعی نیست که زنا کند و طبعا مرد بی زن حق ندارد با زن شوهردار زنا کند و زن بی شوهر هم حق ندارد با مرد زن دار زنا کند ، ولی مرد بی زن و زن بی شوهر هیچ گونه ممنوعیتی ندارند . حال چرا اینطور میگویند ؟ آنها اینطور فکر میکنند که فلسفه حرمت زنای مرد زن دار این است که با این کار به زنش خیانت کرده و حق او را از بین برده ، و فلسفه حرمت زنای زن شوهردار هم این است که حق شوهرش را از بین برده ، پس مردی که زن ندارد تعهدی در برابر کسی ندارد و زنی هم که شوهر ندارد تعهدی در برابر کسی ندارد ، پس برای آنها اشکالی نیست . ولی از نظر اسلام در اینجا دو مسأله مطرح است : یک مسأله اینکه برای هیچ مرد و زنی در خارج از تشکیل عائله حق کامیابی جنسی نیست ، چه مرد زن داشته باشد و یا نداشته باشد ، و چه زن شوهر داشته باشد یا نداشته باشد . اسلام برای " عائله " آن اهمیت فوق العاده را قائل است که در خارج از کانون خانوادگی ، ارضای کامیابی جنسی را ممنوع میداند و تنها محیط خانوادگی را جای ارضای کامیابی جنسی میداند ، در محیط خارج از کانون خانوادگی به هیچ شکل اجازه نمیدهد که مرد و زنی از یکدیگر استمتاع کنند . مسأله دوم ، مسأله مجازات مرد زن دار و زن شوهردار است که اسلام دو مجازات قائل است و مجازاتش شدت پیدا میکند . یک مجازات کلی قائل است که همان صد تا زیانه است و دیگری " رجم " است : سنگساری .