آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢
است ، خدا منزه از این نسبتها است ، نور هست ولی نه از این نورها . در چند جمله قبل جمله عجیبی است : " « و بنور وجهک الذی اضاء له کل شیء » " تو را قسم میدهیم به نور چهره است که همه چیز به نور چهره تو روشن است ، به فروغ چهره تو همه چیز روشن است . به قدری این تعبیر ، عالی و لطیف و عارفانه است که من نمیتوانم برایش نظیری پیدا کنم . تعبیر خیلی عجیبی است : " « و بنور وجهک الذی اضاء له کل شیء » " . عرفا و شعرا از " محبوب " تعبیر به " شاهد " میکنند ( و این اختصاص به زبان فارسی ندارد ، در زبان عربی هم هست ) . شاهد یعنی آن کسی که در آن محفل بزم حاضر است . این تعبیر را میآورند که ای محبوب ! تو که بیایی چهره تو محفل ما را روشن میکند ، اگر چهره تو نباشد محفل ما تاریک تاریک است . حافظ میگوید : اینهمه عکس میو نقش مخالف که نمود یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد امیرالمؤمنین (ع) هم میفرماید : « و بنور وجهک الذی اضاء له کل شیء » تو را سوگند به نور چهرهات که همه چیز به آن روشن است ، اگر نور چهره تو و نور ذات تو نباشد همه چیز تاریک است ( یعنی همه چیز به تو روشن است ) . " همه چیز تاریک است " معنایش این است که هیچ چیز نیست ، همه چیز در تاریکی عدم است نه اینکه اشیاء در یک تاریکی هستند نظیر تاریکیای که ما در شب در آن هستیم ، اگر نور ذات تو نباشد همه اشیاء در تاریکی " نیستی " هستند .