آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩
" چرا به خودتان گمان بد بردید ؟ " یعنی توجه داشته باشید ، شما یک پیکرید ، شما به قول مولوی " نفس واحد " هستید : " مؤمنان هستند نفس واحده " . همه مسلمانها و مؤمنین باید اینطور حساب کنند که اعضای یک پیکرند ، اگر تهمتی به یک مؤمن زده میشود آن را به خودشان تلقی کنند . این یک نکته که به جای اینکه بگوید چرا به برادران مؤمن گمان خیر نبردید میگوید چرا به خودتان گمان خیر نبردید ، یعنی مسلمان " من " و " او " نباید داشته باشد ، مسلمان باید بداند عرض برادر مسلمان عرض اوست ، آبروی برادر مسلمان آبروی خودش است . نکته دوم اینکه باز نمیگوید چرا " شما " به خودتان گمان خوب نبردید ؟ ، میگوید : چرا " مؤمنین و مؤمنات " به خودشان گمان خوب نبردند ؟ اولا زن و مرد را با هم ذکر میکند ، یعنی زن و مرد ندارد ، و ثانیا کلمه " ایمان " را دخالت میدهد ، میخواهد بگوید ایمان ملاک وحدت و اتحاد است ، مؤمنان از آن جهت که مؤمن هستند نفس واحد هستند ، یعنی ملاک وحدت و اتحاد را هم بیان میکند . در واقع میخواهد بگوید : ای مردان مؤمن و ای زنان مؤمن ، آیا اگر به شما چنین تهمتی زده بودند حاضر بودید تهمتی را که به خودتان زدهاند بازگو کنید ، هر جا بنشینید بگویید به من چنین تهمتی زدهاند و درباره من چنین حرفی میزنند ؟ هیچ وقت درباره خودتان چنین حرفی میگفتید ؟ چطور اگر درباره شما حرفی بزنند خودتان میفهمید که باید سکوت کنید ، و حرف بدی را که مردم برای شما جعل کردهاند دیگر خودتان اشاعه نمیدهید ، ولی وقتی که درباره برادران و خواهران مؤمن خودتان حرفی را میشنوید ، همان کاری را که درباره خودتان میکنید درباره آنها نمیکنید ؟ " « لولا اذ غ