آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٠
حیوان و یا یک انسان در حد حیوان ، فقط جریانها را میبیند ، حوادث را میبیند اما پشت این حوادث چیست ، دیگر استنباطی ندارد . مثال سادهای برایتان عرض میکنم از اموری که مورد ابتلای همه است : مسائل اقتصادی . اجناس گران میشود و بعد ارزان میشود ، یا ارزان میشود و بعد گران میشود . ( اگر چه در محیط ما دیگر گران که شد هیچوقت ارزان نمیشود ) به هر حال ، جنسی گران میشود ، جنسی ارزان میشود ، فروش یک جنس یکدفعه شما میبینید که بالا رفت ، یکی دیگر برعکس فروش خودش را از دست داد ، این مقدار را همه درک میکنند ، ولی یک کسی که وارد در اقتصاد باشد عوامل این گرانی و ارزانی را تشخیص میدهد ، او میتواند بگوید چرا فلان چیز گران شد ، درست مثل یک معلم یک ساعت برای انسان بیان میکند که علت اینکه فلان جنس گران شده است چیست ، یا علت اینکه فلان جنس ارزان شده چیست . پس یک نفر فقط گرانی و ارزانی را میبیند ولی دیگری پشت این حوادث علل به وجود آورنده گرانی و ارزانی را هم میبیند . به او میگویند " عالم " ولی به این نمیگویند " عالم " . و همچنین حوادث دیگر مثل حوادث اجتماعی . ما یک وقت مثلا احساس میکنیم که جوانان ما نسبت به امور دینی بیعلاقه شدهاند یا احساس میکنیم علاقهمند شدهاند ، ( الحمدلله هر دو را احساس میکنیم ، ما میبینیم که در یک جریانهایی جوانها واقعا علاقه نشان میدهند ) . یک آدم ناوارد همین قدر میگوید آقا جوانها بی علاقه شدهاند ، فقط به تأسف قناعت میکند . دیگری میگوید نه آقا در فلان وقت جوانها علاقهمند شدند . او هم فقط همان خوشحالی را دارد . اما یک نفر دیگر میخواهد به عمق قضایا نفوذ کند که چرا بی علاقه شدهاند ؟ میخواهد علتش