آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠
که روح انسان یک مقدارش آشکار است و مقدار بیشترش مخفی و پنهان است ، اینها را برای این ذکر کردم [ که بگویم ] نه تنها روح انسان چنین است ، خود جهان هم همین طور است ، ما مقداری از جهان را داریم میبینیم ، مقدار بیشترش حکم همان هندوانه زیر آب را دارد ، او باطن عالم است ، او جان عالم است و ما از او بیخبریم . و خود ما هم همین طور ، ما غیر از این چشم ، چشم دیگر داریم ، غیر از این گوش ، گوش دیگر داریم ، غیر از این ذائقه ذائقه دیگر داریم ، غیر از این لامسه ، لامسه دیگر داریم ، غیر از این شامه ، شامه دیگر داریم ، و باز غیر از همه اینها قوای دیگر داریم . اینکه قبلا عرض کردم یک آدم پاک و مهذب و منزه ، صداهایی را در همین جهان میشنود که ما نمیشنویم ، معلوم میشود که یک حواس دیگری هست . علم امروز وجود حواس زیادی را احتمال میدهد ، و حتی ممکن است حیوانات چیزهایی را احساس بکنند که ما انسانها احساس نمیکنیم . حدیث است که پیغمبر اکرم فرمود من قبل از دوره رسالت ، در مدتی که گوسفند چرانی میکردم ، گاهی میدیدم این گوسفندها مثل اینکه یک تکانی میخورند ، ولی من چیزی احساس نمی کردم ، اما بعد از اینکه به نبوت رسیدم پرسیدم ، گفتند این حیوانات صداهایی را میشنوند که انسانها نمیشنوند . اصلا عبادت برای چیست ؟ برای این است که در ما نورانیت پیدا شود ، یعنی همان حسی که اسمش را میخواهید حس ششم بگذارید یا حس دهم و یا حس صدم ، [ برای این است که ] بلکه به آن عمق عالم ، به آن جان عالم راه پیدا کنیم ، خودمان جان و دل پیدا کنیم و با جان عالم آشنا شویم . فخر رازی یک رباعی دارد ، رباعی خوبی است ، میگوید :