آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١
حال بعضی گفتهاند اینکه قرآن میگوید همه چیز خدا را تسبیح میکند و حمد میکند ، مقصود به زبان حال است ، چون همه اینها مخلوق خدا هستند و " مخلوق " خاصیتش این است که یک جنبه نقص دارد و یک جنبه کمال ، جنبه نقص لازمه مخلوقیت است و جنبه کمال [ از ناحیه خالق ] ، هر چه نقص دارد از ذات خودش است و هر چه کمال دارد از خالقش ( هر چه کمال در موجودات عالم میبینید از او بدانید ) پس در واقع به زبان حال خالق خودش را توصیف و حمد میکند ، به زبان بیزبانی میگوید : " بارک الله به آنکه مرا آفرید " ، تسبیحش هم این است که میگوید اگر نقصی در من میبینی ، این نقص لازمه ذات من است ، او از این نقص منزه است . البته در اینکه هر مخلوقی به زبان حال حامد و مسبح خالق خودش هست شکی نیست ، حرف درستی است ، مخلوقات به زبان تکوین ، خدا را تسبیح و حمد میکنند ، و هر اثری حمدگو و تسبیح گوی مؤثر خودش است . گلستان سعدی هم سعدی را حمد میکند ، یعنی به زبان حال میگوید بارک الله به آنکه چنین اثر فوق العادهای را ایجاد کرده ، اگر نقصی هم در یک جا باشد میگوید عالم الفاظ است و بیش از این دیگر نمیتوانسته . ولی آیا قرآن که میگوید : " « ان من شیء الا یسبح بحمده »" نظرش به همین است ؟ تفسیر دوم که من آن را به تفسیر " عارفانه " تعبیر میکنم میگوید حرف شما درست است که موجودات به زبان حال مسبح و حامد پروردگارند ، ولی قرآن بالاتر از این را میگوید ، چون در ادامه آیه میفرماید : " « و لکن لا تفقهون تسبیحهم »" ولی این تسبیح را شما نمیفهمید . تسبیح به زبان حال را همه میفهمند . بعلاوه قرآن میگوید " هیچ چیزی نیست مگر . . . " یعنی همه اشیاء را میگوید نه