آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٦
" بحر لجی " دریای خیلی عمیق ، اشاره به بعضی دریاها که عمقشان در حدی
است که نور در آنجا نفوذ نمیکند .
ولی قرآن میخواهد بگوید که عواملی از ظلمت بر وجود اینها [١] احاطه
پیدا کرده که هر کدام به تنهایی اینها را در ظلمت فرو میبرد . صرف این
نیست که اینها در ظلمت هستند ، بلکه در ظلمت چند قبضه هستند و چند
عامل روی همدیگر وجود دارد که هر کدام به تنهایی مانع رسیدن نور است :
در دریایی عمیق باشند ، آنجا که نور نمیرسد ، بعلاوه سطح دریا هم آرام
نباشد ، دائما امواجی روی امواج قرار بگیرد که از سطح عادی دریا مثل دو
کوه بالا آمده باشد که باز مانع بیشتری برای رسیدن نور است ، از این هم
بالاتر ، هوا هم ابری باشد که ابر هم مانع رسیدن نور خورشید یا ماه و
ستاره و امثال اینها باشد . این دیگر چقدر ظلمت اندر ظلمت است : "
« ظلمات بعضها فوق بعض غ" مثل میآورد اینها را که آنچنان ظلمتهایی روی
ظلمتهایی بر اینها احاطه پیدا کرده است که در حکم آدمی هستند که در قعر
چنین دریایی باشد که چند عامل روی همدیگر قرار گرفته و مانع رسیدن نور
شده است ، درست عکس آن مثلی که در آیه نور خواندیم ، که گفتیم آن مثل
را چند جور توجیه کردهاند و از جمله در روایت داشتیم مثل مؤمن هم هست :
« مثل نوره کمشکوه فیها مصباح المصباح فی زجاجه الزجاجه کأنها کوکب
دری یوقد من شجره مبارکه زیتونه لا شرقیه و لا غربیه یکاد »
[١] [ گروهی از کافران ] .