آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢
یک وسیله ای در دست مرد بوده برای بهره برداری او ، و مرد خودش را مالک زن میدانسته است وقتی که زن زنا میکرده است ، از نظر مرد اینطور بوده که زن یک چیزی را که تعلق به او داشته ، در اختیار دیگری قرار داده ، و از این جهت مجازات زنا بر قرار شده است . معلوم است که از نظر قانون اسلام این یک حرف بیاساسی است . در اسلام مجازات زنا منحصرا برای زن نیست ، هم مرد باید مجازات شود و هم زن : " « الزانیه و الزانی فاجلدوا کل واحد منهما مأه جلده »" تصریح میکند : هم مرد زناکار و هم زن زناکار هر دو باید مجازات شوند . اگر اینطور میبود که مرد هیچ محدودیت و ممنوعیتی نداشت و تنها زن بود که از زنا ممنوع بود که شاید چنین مقرراتی در بعضی جاهای دنیا بوده که فقط زن حق زنا کردن نداشته است ولی مرد حق زنا کردن داشته در این صورت میشد این حرف را گفت که فلسفه مجازات زنا " مرد سالاری " است . اما در اسلام هم مرد ممنوع است از زنا کردن و هم زن ، و معنایش این است که مرد کامیابی جنسی خودش را تنها و تنها در محدوده ازدواج میتواند انجام دهد ، و ازدواج یعنی قبول کردن یک سلسله تعهدات و مسؤولیتها ، و زن هم کامیابی جنسی خودش را تنها و تنها در محدوده ازدواج میتواند انجام دهد مقرون به قبول یک سلسله تعهدها و مسؤولیتها . پس مرد حق ندارد بدون اینکه مسأله ازدواج در میان باشد آزادانه به اصطلاح امروز غریزه جنسیاش را اشباع کند همچنانکه زن چنین حقی را ندارد . بنابراین مسأله حرمت زنا به زن اختصاص ندارد ، در مورد هر دو تعمیم دارد . حال مسأله دیگری مطرح است و آن این است که در عرف امروز اروپا زن و مرد فقط در وقتی که به تعبیر اسلام " محصن " و یا