آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
پیداست . به این معنا خداوند متعال نور است و میتوانیم به خداوند کلمه
" نور " را اطلاق کنیم .
بعلاوه ، یک خصوصیات دیگر در نور است و آن مساله هدایت و راهنمایی
است که لازمه روشنی است ، و یک مسأله دیگر که بعد عرض میکنم .
یک نکتهای در اینجا عرض کنم و آن این است که ما به خداوند ؟ " نور
" میگوییم ولی هرگز " نور اعظم " نمیگوییم که معنایش این است که
نورهایی داریم که یکی بزرگتر است و دیگری کوچکتر و خدا نور بزرگتر است
، نه ، در آنجا که میگوییم خدا نور است [ یعنی ] همه چیز [ غیر او ]
ظلمت است . بله ، به خدا که کاری نداشته باشیم و اشیاء را نسبت به
یکدیگر بسنجیم ، یکی نور است و یکی نور نیست ، مثلا علم نور است ،
ایمان نور است ، همین قوه باصره نور است ، قوه عاقله نور است . خدا به
این معنی " نور النور " است [١] . خدا نه نور بزرگتر است ، بلکه
نور همه نورها است ، یعنی همه نورها نسبت به خداوند ، ظلمت است و
خداوند نور بودن را به آنها داده است . از اینکه بگذریم اشیاء دیگر هر
کدام به سهم خودشان سهمی از نور دارند ، ایمان خودش نور است ، علم نور
است ، و از این قبیل .
عرض کردیم که خود قرآن مجید به یک چیزهایی اطلاق " نور " کرده است
، از جمله به قرآن اطلاق " نور " کرده که قرآن نور خداست ، یعنی نوری
است که مخلوق خداست : " « قد جائکم من الله نور و کتاب مبین یهدی به
الله من اتبع رضوانه سبل السلام »
[١] دعائی است در مفاتیح به نام " دعای نور " که نوشتهاند در قطع تب مجرب است : " یا نور یا نور النور و یا مدبر الامور » " . . .