آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠
یعنی پیدا و پیدا کننده باشد . ما به نور حسی از آن جهت " نور "
میگوییم که خودش برای چشم ما ، هم پیداست و هم پیدا کننده ، هر چیزی که
پیدا و پیدا کننده باشد میتوانیم به آن " نور " بگوییم و میگوییم ولو
اینکه جسم نباشد ، حسی نباشد . مثلا درباره علم میگوییم " علم نور است
" و در حدیث است : " « العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء » " [١] حرف درستی هم هست ، واقعا علم نور است ، چون علم روشن و روشن
کننده است ، علم خودش در ذات خودش روشنایی است و جهان را بر انسان
روشن میکند . اما مسلم است که علم از نوع نور برق و نور خورشید و غیره
نیست ، اصلا علم از نوع جسم و جسمانی نیست ولی در عین حال ما به علم "
نور " میگوییم ، به عقل " نور " میگوییم . عقل خودش یک نور است .
قرآن کریم به ایمان ، " نور " اطلاق کرده است : " « او من کان میتا
فاحییناه و جعلنا له نورا یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس
بخارج منها »" [٢] " آیا آنکه مرده بود و ما زندهاش کردیم و برای
او نور قرار دادیم که با آن نور در میان مردم راه میرود " آن نور همان
نور ایمان و روشنایی قلب است ، ولی ایمان که دیگر از قبیل نور چراغ
موشی و چراغ رکابی و چراغ برق و یا نور خورشید و امثال اینها نیست ،
ایمان خودش یک حقیقت غیر جسمانی است که خاصیتش روشن کردن است ، چون
انسان را در باطنش نوعی آگاهی میدهد ، هدف و مقصد را به انسان نشان
میدهد ، چون به انسان مقصد میدهد و انسان را به سوی مقصد سعادت بخش
میکشاند ، به ایمان هم " نور " میگوییم . عرفا به خود عشق " نور "
میگویند . مولوی میگوید :
[١] بحار ، ج ١ ، ص ٢٢٥ ( به همین مضمون ) . [٢] انعام ، [١٢٢]