آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠
که این ساعت رسید ، ما هزار کار داریم ، عجب مردم بیتربیت بی ادبی هستند ، چه خروسهای بی محلی و چه مزاحمهایی ! بعد هم که مهمان بیرون رفت جلوی زن و بچهاش صد تا فحش میدهد . دیگر آن بچه چه از آب در میآید ! بچهای که میبیند پدرش اینقدر شهامت ندارد که به مهمان بگوید " آقا من نمیتوانم تو را بپذیرم " و جلوی مهمان خیلی کوچک و بزرگ میشود و خوش آمد میگوید و پشت سرش فحش میدهد . شکل سوم قضیه این است که میزبان و صاحبخانه کارش را خوب انجام میدهد و دم در میآید میگوید " آقا من متأسفم از اینکه نمیتوانم شما را بپذیرم ، الان کار واجبی دارم " یا یک نفر را میفرستد که به او بگوید من الان کار لازمی دارم و نمیتوانم شما را بپذیرم . صاحبخانه کارش خوب است ، ولی ضعف اخلاق ، مال وارد و مهمان است [ زیرا ] به او بر میخورد ، هر جا که مینشیند میگوید در خانه فلان کس رفتم و مرا نپذیرفت ، نمیگوید من با اجازه قبلی نرفته بودم ، نمیگوید او که نپذیرفت عذر داشت . تو باید بنا را بگذاری بر این که او عذر داشته ، و باید خوشت بیاید که میزبان تو یک شخص با شهامت و صریحی بوده که به تو دروغ نگفت و راستش را گفت . این هم شکل سوم . آنچه [ امروز ] عمل میشود یا آن دو شکل است [ مربوط به ] میزبان و یا این یک شکل است مربوط به مهمان . ولی شکل چهارم که اسلام آن شکل را میپسندد دیگر در جامعه ما وجود ندارد ، و آن این است که اگر میزبان وقت ندارد و نمیتواند او را بپذیرد ، در کمال صراحت بگوید " آقا معذورم ، نمیتوانم شما را بپذیرم " و مهمان هم بدون اینکه به او بر بخورد