آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨
بپذیرد ، بدون رودربایستی بگوید من در منزل هستم نه اینکه نیستم ولی متأسفانه الان کار دارم و نمیتوانم شما را بپذیرم ( خیلی اتفاق میافتد که انسان کار لازمی دارد و آن کسی که آمده کار چندان لازمی ندارد ) ، تو که از من وقت نگرفتی ، حالا برو و یک وقت دیگری بیا ، و این را صریح بگوید . اگر صاحبخانه صریح گفت ، او هم باید آنقدر شهامت و شجاعت و مردانگی داشته باشد که بدش نیاید . اما امروز شما میبینید که کار بر عکس است : نه صاحبخانه آن شهامت و صراحت و صداقت را دارد که بگوید من کار دارم و نمیتوانم تو را بپذیرم ، و نه آن کسی که وارد میشود آنقدر انسانیت دارد که اگر صاحبخانه گفت تو را نمیپذیرم ، به او برنخورد ، ولهذا الان در جامعه ما رسم بر این است که یکی از این سه حالت رخ میدهد : حالت اول این است که صاحبخانه به دروغ به بچهها میگوید بگوئید نیست ، یعنی گناه کبیره مرتکب میشود . این که میگوید " در خانه نیست " دروغ است و دروغ گناه کبیره است . حال بعضی به خیال خودشان میخواهند " توریه " کنند و حال آنکه توریه در جایی است که دروغ لازم است یعنی از نگفتنش مفسده برمیخیزد ، مثل این که کسی آمده و یک کاردی هم به دست دارد و میخواهد [ به نا حق ] کسی را بکشد و میپرسد فلان کس اینجاست یا نه ؟ باید گفت اینجا نیست . در اینجا میگویند برای اینکه عادت به دروغ گفتن نکنی در دلت غیر از آن چیز را خطور بده ، بگو " نیست " و در دلت خطور بده که در " اینجا " نیست . نه اینکه انسان