آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨
راهی که اسلام برای تأمین این منظور پیشنهاد کرده است دو چیز است : اول یک سلسله تدابیر برای آرام نگه داشتن غریزه ، و دوم یک سلسله تدابیر دیگر به عنوان مجازات . آیات اولی که تفسیر کردیم مجازات فحشا را بیان کرد : " « الزانیه و الزانی فاجلدوا کل واحد منهما ماه جلده " ولی همان طوری که میدانیم برای از بین بردن یک گناه ، مجازات کافی نیست ، مجازات هر اندازه شدید هم باشد ، برای جلوگیری از وقوع جرم و جنایت کافی نیست ، حال جرم و جنایت چه از نوع بی عفتیها باشد ، چه از نوع دزدیها و قتلها و چه از نوع بی احتیاطها مثل بی احتیاطی در رانندگی . این اشتباه است که ما بخواهیم برای جلوگیری از یک جرم یا جنایت فقط روی مجازات فشار بیاوریم . باید دید علل وقوع آن جرم و جنایت چیست ؟ باید خود آن علل را از بین برد ، آنگاه در مورد افراد غیر عادی که به طور عادی علل و موجبات وقوع جرم وجود ندارد و فقط روی نوعی حالت طغیان ، جرمی را مرتکب میشوند مجازات صورت گیرد . مثالی برای این مطلب میزنم : از مقررات لازم ، همین مسأله سرعت و سبقت در رانندگی است . دائما توصیه میشود که رانندگان در داخل شهر از فلان سرعت ( مثلا ٤٠ کیلومتر در ساعت ) بیشتر نرانند . اگر کسی تخلف کرد و ما جریمه سنگینی برایش قائل شدیم ، هر مقدار هم جریمه سنگین باشد اگر علل وقوع این جرم بررسی نشود مجازات کافی نیست ، مخصوصا در امر رانندگی که اصلا خودش هم یک مجازاتی دارد یعنی " مجازاتها معها " است ، برای اینکه آن کسی که سرعت میگیرد و دیوانه وارد در شهر یا بیابان حرکت میکند خودش بیش از همه در معرض خطر است ، هم ماشینش در معرض خطر است