آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠
را بدی کردن سگساری است ( کار سگها هم چنین است . یک سگ ، سگ دیگر را گاز میگیرد ، او هم گاز میگیرد . اگر کسی به انسان بدی کرد و او هم بدی را با بدی جواب داد ، هنری که کرده ، کار سگها را انجام داده است . اگر انسان سگی را بزند فورا بر میگردد و پای او را میگیرد ) . خوبی را خوبی کردن ، خرخاری است ( یعنی اگر کسی به آدم خوبی کند و در مقابل خوبی او خوبی کند خیلی هنر نکرده است . یک الاغی میآید شانه الاغ دیگر را با دندانش میخاراند ، او هم فورا شانه این را میخاراند . این مقدار را که خوبی را باید با خوبی جواب داد و در مقابل خوبی باید خوبی کرد الاغ هم میفهمد ) ، اما بدی را نیکی کردن ( در مقابل بدی خوبی کردن ) کار خواجه عبد الله انصاری است . میفرماید : " « و لا یأتل اولوا الفضل منکم و السعه ان یؤتوا اولی القربی و المساکین و المهاجرین فی سبیل الله »" متمکنین قسم نخورند ، غیرت دینی شان اینجا به جوش نیاید ، آنها بدی کردند ولی شما در مقابل بدی خوبی کنید ، قسم نخورند که از کمک مالی به خویشاوندانشان یا مسکینها یا مهاجرینی که در راه خدا مهاجرت کردند [ صرف نظر میکنند ] به خاطر این کار بدی که کردند و در این تهمت شرکت کردند " « و لیعفوا و لیصفحوا »" عفو کنند ، گذشت داشته باشند " « الا تحبون ان یغفر الله لکم »" آیا دوست ندارید که خدا شما را بیامرزد ؟ ( چه تعبیر عجیبی است ! ) ای بشرها ، از گناه یکدیگر بگذرید ، زیرا خودتان گنهکارید و امید دارید خدا از گناهان شما بگذرد ، آنچه را که انتظار دارید خدا درباره شما رفتار کند درباره بندگان خدا رفتار کنید ، سختگیر نباشید ، تا ممکن است گنهکاران را از راه خوبی [ کردن ] معالجه کنید ، آنجا که ممکن نشد ، از راه