آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤
ابدا به زبان نیاور . اگر دغدغه داری خودت برو تحقیق کن ، تو که حوصله
تحقیق کردن نداری دیگر چرا بازگو میکنی ؟ ! حق بازگو کردن نداری . . . . [١] نصف آن ده یهودی بودند و نصف دیگر مسلمان . از آن ده تا
" چتل " [٢] دو فرسخ راه بود . یهودیها میگفتند چتل مال ماست ،
اینجا را ما ساختیم . این مزار مال ماست . مسلمانان همان ده میگفتند خیر
، مال ماست . یهودیها میگفتند این مال ماست به دلیل اینکه مناره ندارد
، مسلمانها میگفتند مال ماست به دلیل اینکه مناره دارد . با همدیگر دعوا
میکردند . دست و سرها شکست و آدمها کشته شد . دلیل آنها این بود که
مناره ندارد و دلیل اینها این بود که مناره دارد . همت این را که دو
فرسخ بروند و ببینند مناره دارد یا ندارد ، نداشتند .
فایده دوم [ داستان افک ] همین بود که به مسلمین یک آگاهی و یک
هوشیاری داد . در خود قرآن آورد که برای همیشه بماند ، مردم بخوانند و
برای همیشه درس بگیرند که مسلمان ! نا آگاهانه ابزار قرار نگیر ، نا
آگاهانه بلندگوی دشمن نباش .
خدا میداند این یهودیها در درجه اول و بهاییها که ابزار دست یهودیها
هستند چقدر از این جور داستانها جعل کردند . گاهی یک چیزی را یک یهودی
یا یک مسیحی علیه مسلمین جعل کرده ، آنقدر شایع شده که کم کم داخل
کتابها آمده ، بعد آنقدر مسلم فرض
[١] [ افتادگی از نوار است ] . [٢] [ ظاهرا نام یک مزار است ] .