آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤
حال آنها که میگویند واقعا غلغلهای از تسبیح موجودات در ذرات عالم هست مقصودشان چیست ؟ آیا مقصودشان این است که در همین فضا الان صدا پراکنده است همین طور که امواج رادیو هست ولی ما نمیشنویم ؟ نه ، مقصودشان این است که هر موجودی و هر ذرهای که در این عالم هست دو وجهه و دو رو دارد ، یک رو به این جهان دارد که در این رو مرده است ، و یک رو به جهان دیگر دارد ، یک وجهه ملکوتی دارد که در آن رو و در آن وجهه هر موجودی زنده و شاعر است . میگویند مثلا چوبی که شما میبینید ، همه حقیقت آن را درک نمیکنید ، عمیقترین علوم بشر ، آنجا که علم بشر به عمق اتمها هم راه پیدا میکند ، یک روی این موجود را درک میکند و آن " وجهه ملکی " این موجود است ، همین موجود یک " وجهه ملکوتی " دارد که از دست حس و علم ظاهر بشر خارج است . انسان باید اهل دل و اهل معنا و اهل حقیقت بشود تا آن روی موجودات را هم درک کند . وقتی آن روی موجودات را درک کرد میبیند موجودات چگونه در آن رو همه دراک و هوشیار و عالم و مسبح و حامدند . داوود که کوهها و مرغها با او تسبیح میگفتند ، نه این است که اگر ما کنار داوود بودیم صدای کوهها را میشنیدیم ، مردم دیگر بودند و نمیشنیدند . داوود گوش دیگری داشت که به باطن و ملکوت اشیاء راه پیدا کرده بود و صدای ملکوت آنها را میشنید . اگر گوش باطن ما باز بشود ما هم میشنویم ، و خیال نکنید که این یک مطلب به اصطلاح دوری است و فقط پیغمبری باید باشد ، نه ، لزومی ندارد حتی پیغمبر باشد . شنیدهاید که سنگریزه در کف مبارک پیغمبر اکرم تسبیح گفت . از جمله معجزات پیغمبر اکرم این بود که مشتی سنگریزه را