آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩
شکل آن را حل نمیکند بیان کرده باشد ، قرآن این را میگوید برای اینکه ما تلاش کنیم تا به این حقیقت برسیم و این حقیقت را به اندازه ظرفیت خودمان کشف کنیم . گفتیم مرحله دوم این است که ببینیم تلاشی که افراد بشر بعد از این راهنمایی قرآن ، در این راه کردهاند چه بوده و در واقع این آیات را چگونه خواستهاند تفسیر کنند . این سلسله آیات در قرآن مجموعا دوگونه تفسیر شده است که ما میتوانیم این دو گونه را " حکیمانه " و " عارفانه " بنامیم . بعضی این آیات را حکیمانه تفسیر کردهاند و گفتهاند مقصود قرآن از اینکه میگوید هر چیزی خدا را تسبیح میکند و حمد میکند ، تسبیح " تکوینی " و به " زبان حال " است . ما یک " زبان حال " داریم و یک " زبان قال " . زبان حال این است که یک موجودی مثلا یک انسان حالتی پیدا میکند که با اینکه دهانش بسته است اما وضعش دارد با آدم حرف میزند . مثلا شما دو نفر در خیابان ایستادهاید و با همدیگر صحبت میکنید ، یک وقت شخص مفلوکی با یک قیافه ژندهای میآید در مقابل شما دو نفر میایستد و گردنش را کج میکند ، حالتش نشان میدهد که [ میگوید ] من نیازمندم ، به من کمک کنید . این را " زبان حال " میگویند . ولی یک وقت کسی میآید به زبان میآورد که کمکی به من بکنید ، این میشود " زبان قال " . بنابراین خیلی اوقات حالت بیرون انسان از ضمیر انسان خبر میدهد ، چنانکه میگویند " رنگ رخسار خبر میدهد از سر ضمیر " . چگونه خبر میدهد ؟ حرف که نمیزند ، دلالت میکند . انسان خیلی حرفها را به زبان بی زبانی میزند . شاید افراد انسان با یکدیگر که برخورد میکنند بیش از مقداری که با زبان ظاهر با هم حرف میزنند ، به زبان بی زبانی با