آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧
« زیتها یضیی و لو لم تمسه نار نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء آنجا انسانهایی را فرض میکند که این انسانها در جوی قرار گرفتهاند که نور است بالای نور ، نور فطرتشان ، نور نبوت ، روشنایی در روشنایی است . بشر دیگری هم هست که در ظلمت فوق ظلمت است : نور فطرت خودش را خاموش کرده است ، این خودش یک ظلمت . ظلمت عناد آمده روی آن را گرفته است ، ظلمت دیگر ، و ظلمت ناشی از گناه و معصیتهای متوالی که همان موجها و طغیانهای روحی انسان است : " « موج من فوقه موج » " ظلمت دیگری ، چون هر ظلمتی نقطه مقابل یک نور است : نور نبوت ، نور وحی ، هدایت وحی . آنجا که هدایت وحی نباشد ظلمت است . نور فطرت ، هدایت فطرت . آنجا که چراغ فطرت خاموش شده باشد ظلمت است . نور عمل صالح ( چون عرض کردیم : " « و العمل الصالح یرفعه »" خاصیت عمل صالح این است که به قلب انسان نور میدهد ) . وقتی که انسان عمل صالح انجام ندهد نقطه مقابلش ظلمت است . هر چه بر آن طبقه ، نور فوق نور احاطه کرده ، بر این طبقه ظلمت فوق ظلمت [ حاکم است ] . پس ، از این دو مثلی که قرآن در اینجا ذکر کرده است یک مثل این بود که مثل اعمال کافران مثل سراب است . اینجا نظر به کارهای خیرشان دارد که اینها به آن امید بستهاند . بیچارهها ! شما خیال [ باطل ] میکنید ، تا ایمانتان به خدا درست نباشد و تا به نور خدا روشن نباشید اعمال شما روح پیدا نمیکند ، اعمال شما حالت آب را پیدا نمیکند که تشنگی شما را بر طرف کند . مثل دوم برای گناهان