آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥
اجتماعی درجات هدایتی دارد در حد خودش [١] .
در جلسه پیش عرض کردم که چه در روایات و چه در غیر روایات ، یعنی
کلمات مفسرین و علما ، راجع به این مثل که این مثل ناظر به چیست
بیانات مختلفی شده است . بعضی این مثل را برای کل جهان دانستهاند یعنی
به اصطلاح مجموع این استعاره را یک چیز در نظر گرفتهاند که این دار وجود
و دار هستی یک خانه تاریک نیست ، خانهای است که پر نورترین چراغها در
آن وجود دارد ( آن مثال چراغ را به عنوان مصداق پرنورترین چراغهای عصر
ذکر کرده است ) پس جهان هستی تاریک و کور نیست ، و بعضی این مثل را
در مورد انسان پیاده کردهاند . راجع به انسان هم در جلسه پیش مطالبی
عرض کردیم ، حالا یک بیان مختصری که جامع همه اینها باشد عرض میکنیم .
میگویند هدایت چند نوع است : " هدایت طبیعی " که در طبیعت بیجان
هم وجود دارد . " هدایت حسی " یعنی همین حواس ما . تمام اینها
چراغهای هدایتی است که در وجود انسان یا حیوان هست . " هدایت غریزی
" که در هر حیوانی یک سلسله غرایز وجود دارد که حیوان را به سوی مقصدش
رهبری میکند . " هدایت عقل " : خود قوه عاقله یک نور است که به
انسان داده شده است تا از این نور
[١] بیش از این دیگر درباره این آیه از این جهت توضیح نمیدهم . من در بعضی از نوشتههای خودم مخصوصا این موضوع را یادآوری کردهام : اینکه افرادی اینطور خیال میکنند که خدا از نظر قرآن یک غایب و یک مخفی بالذات است و انسان فقط و فقط از طریق جهان میتواند این مخفی را کشف و پیدا کند ، درست نیست ، بر عکس است و این یک معرفت ناقص است ، معرفت واقعی این است که شخص ، عالم را به خدا میشناسد نه خدا را به عالم . در این زمینه مخصوصا در کلمات ائمه اطهار و از جمله نهج البلاغه زیاد تأکید شده است .