آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢
سخت و دشوار میرسد و آن این است که هر چیزی به خدا شناخته میشود و خدا به ذات خودش شناخته میشود ، و بلکه در روایات ما تعبیر عجیبی آمده است ، ظاهرا عبارت این است : " « کل معروف بغیره مصنوع » " یعنی هر چیزی که او را فقط و فقط به وسیله شیء دیگر باید شناخت او مخلوق است و خدا نیست ، و این ، جمله عجیبی است که " خدا به ذات خودش شناخته میشود و غیر خدا به خدا شناخته میشود " در صورتی که ما این طور فکر میکنیم و خیال میکنیم که راه منحصر هم این است میگوئیم ما عالم را به خود عالم میشناسیم یعنی مخلوق را به خود مخلوق میشناسیم و خدا را به وسیله مخلوق میشناسیم . حتی بعضی از نویسندگان اسلامی که ابتدا از مصریها شروع شد و بعد هم به غیر مصریها سرایت کرد گفتند اساسا راه شناختن خدا منحصرا مخلوقات هستند و خدا را فقط از راه مخلوق یعنی پس از شناختن مخلوق باید شناخت ، و حتی این انحصار را به گردن قرآن گذاشتند . این مطلب به این صورت یعنی به صورت " فقط و انحصار " مسلم حرف غلطی است ، [ البته ] برای مردم مبتدی این طور است ، یعنی برای متذکر کردن مبتدیها به خدا ، راه ابتدایی و کلاس اول همین است ، که خود قرآن هم این کار را کرده است و مخلوقات را آیات و نشانههای خدا میداند ، ولی از این راه ، انسان فقط یک نشان اجمالی و مبهمی از خدا پیدا میکند بدون آنکه به آنچه که نامش معرفت خدا و شناسایی خداست [ دست یا بد ] . مطلب دیگر این است که در قرآن کریم به یک اصلی برخورد میکنیم که در جلسه قبل هم اشاره کردم و آن اصل هدایت است ، یعنی قرآن هیچ موجودی را کور و گمراه نمیداند ، همه