آشنایی با قرآن 4 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧
منظور قرآن از این چراغ و شیشه و چراغدان و آن روغن و درخت پر برکت و آن روغنی که خود به خود و بدون آتش میخواهد برافروخته شود و نور بدهد ، چیست ؟ مثلا ابوعلی سینا که مفسر نیست و فنش تفسیر نبوده ، درباره این آیه فکر کرده و یک چیزی به نظرش رسیده و گفته است . غزالی مفسر نیست ولی یک کتاب درباره این آیه نوشته است . هم غزالی و هم ابن سینا معتقدند که این مثل ، مثل انسان است ، این نوری که قرآن میگوید : " مثل نور خدا مثل چراغدانی است که در آن چراغی باشد و چراغ در قندیلی قرار گرفته باشد الی آخر " مثل برای انسان است ، البته با اختلاف فی الجملهای که بین تقریر بوعلی سینا و تقریر غزالی هست . یکی از کارهای فلسفه ، انسان شناسی و روانشناسی است و فیلسوف در مسائل روانی بیشتر از هر چیزی تکیهاش روی قوه عاقله است و معتقد است جوهر انسان قوه عاقله اوست و کمال انسان هم فقط کمال قوه عاقله است و سعادت انسان هم در کمال قوه عاقله است ، حال چه عقل عملی باشد و چه عقل نظری و در درجه اول عقل نظری . لهذا وقتی قائل شدند که این مثل درباره انسان است ، آن را راجع به جوهر اصلی انسان که قوه عاقله است دانستند ، آنگاه آن را بر مراحل و مراتبی که خودشان در باب قوه عاقله تشخیص میدادند تطبیق کردند که مثلا مقصود از " مشکات " به قول آنها " عقل هیولانی " است ، یعنی عقل در مرحله قوه و استعداد محض ، منظور از زجاجه و شیشه و آنچه که نور را مضاعف و زیاد میکند مرحله " عقل بالملکه " است ، مقصود از مصباح مرحله " عقل بالفعل " است و مقصود از آن درخت ، درخت فکر است ، تا آخر . حال کار ندارم به اینکه حرف آنها چقدر میتواند درست باشد ، میخواهد درست باشد