شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠
چنان که درییش گفتیم غایت فاعل آن است که فاعل ( که خود امری بین القوه والفعل است ) به او منتقل میشود . قبلا گفتیم که هر فعل اختیاری در انسان سه فاعل دارد ، ولی در طول یکدیگر ، که در حقیقت یکی فاعل قریب است ( قوهء عامله ) و یکی فاعل فاعل است ( قوهء شوقیه ) و یکی فاعل فاعل فاعل ( قوهء مدرکه ) . اکنون باید ببینیم آیا غایت این فاعل های ذکر شده همیشه یک چیز است و یا اختلاف پیدا میکند ، و اگر اختلاف پیدا کرد و متعدد شد و در چه وقت بین آنها هماهنگی هست و در چه وقت هماهنگی نیست ، و آنجا که هماهنگی نیست به چه نحو و به چه کیفیت است . و به عبارت دیگر آیا در همه موارد همه مبادی فاعلی وجود دارد و قهرا لازم است غایت همه آنها حاصل شده باشد ؟ و یا اینکه در برخی موارد بعضی مبادی وجود دارد و بعضی دیگر وجود ندارد و همواره غایت مبدائی که مبدائیت و دخالت دارد حاصل است و آن غایتی که حاصل نیست غایت مبدائی است که مبدائیت و دخالت ندارد و عبث به معنی فعلی است که بر غایت فاعلی که دخالت ندارد منطبق نیست ؟ حکماء عقیده دارند که همیشه غایت قوهء عامله با غایت فعل یکی است ، ولی غایت قوهء شوقیه و همچنین قوهء مدرکه گاهی عین همان غایت است و گاهی غیر آن است . توضیح مطلب اینکه غایت هر یک از فاعلها همچنان که گفتیم به معنی ما عجله الوجود است . اکنون باید فاعلیت هر قوه ای را بشناسیم و بدانیم که هر یک از این فاعلهای طولی چه فعالیتی میکنند و آن فعالیت را برای چه منظوری انجام میدهند . اما فعالیت قوهء عامله عبارت است از ایجاد همان حرکت