شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٥
زیرا اگر دائرهای از این اجزاء فراهم کنیم این دائره داخل و خارجی خواهد داشت ، این اجزاء به حکم این که دقیقا پهلوی یکدیگر قرار گرفته و به هم چسبیدهاند از قسمت داخل دائره متلاقی هستند ، اکنون میگوئیم از بیرون دائره چطور ؟ آیا به هم چسبیده و متلاقی هستند و یا از هم جدا میباشند ؟ بنابر فرض اول یا این است که سطح داخلی اجزاء از سطح خارجی آنها کوچکتر است و یا مساوی است . اگر کوچکتر است پس اجزائی که لا یتجزی فرض شده بودند متجزی هستند ، زیرا دو سطح دارند و یکی از دو سطح از دیگری بزرگتر است ، و اگر مساوی هستند باز هم به حکم این که دارای دو سطح هستند لازم میآید متجزی باشند ولی چون ممکن است طرف بگوید مقصود از تساوی دو سطح این است که اساسا دو سطحی وجود ندارد ، ظاهر و باطن دائره یک چیز است میگوئیم در این صورت لازم میآید که اگر یک دائره دیگر را بر این دائره محیط قرار دهیم محیط و محاط مساوی یکدیگر باشند ، زیرا همواره سطح مقعر محیط با سطح محدب محاط مساوی است و اگر سطح محدب محاط با سطح مقعر خودش مساوی باشد و یا یکی باشند لازم میآید که سطح مقعر محیط با سطح مقعر محاط مساوی باشد و از طرف دیگر چون دائره محیط نیز از اجزای لا یتجزی تشکیل شده است سطح مقعر خودش با سطح محدب خودش متساوی است پس لازم میآید که سطح محدب محیط و سطح مقعر محاط مساوی باشند پس لازم میآید که اگر میلیاردها دائره را که همه از یک سلسله خطوط جوهری ( خطوط مولف از اجزاء لا یتجزی ) تشکیل شدهاند محیط بر یکدیگر قرار دهیم یا اساسا هیچ حجمی علاوه بر حجم دائرهء اول به وجود نیاورند و تداخل کنند و محیط و محاطی در کار نباشد . و یا در عین این که از احاطه دائرهها بر یکدیگر فی المثل دائرهئی به