شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦
حیثیت یعنی حیثیت قوه و حیثیت فعلیت دو نظر است : یک نظر اینکه این دو حیثیت فقط دو اعتبار و دو اضافه است و در خارج ، یک حیثیت بیش نیست یعنی همان حیثیت واقعی که فی المثل مناط فعلیت تخم مرغی است مناط استعداد جوجه شدن است . آن حیثیت واحد اگر با حال حاضر و بخودی خود و فی نفسه اعتبار شود فعلیت است و اگر با حال آینده اعتبار شود قوه و استعداد است ، مانند اینکه مکان معینی را اگر در نظر بگیریم ، آن مکان نسبت به مکانی ممکن است فوقیت داشته باشد و نسبت به مکانی دیگر تحتیت و همچنین زمان معین - مثلا دیروز - نسبت به یک زمان - مثلا پریروز بعد است و نسبت به زمان دیگر - مثلا امروز - قبل است . اما نظر دیگر این است که اینطور نیست ، قوه و فعلیت مانند فوقیت و تحتیت و حتی مانند قبلیت و بعدیت نیست که صرفا در اعتبار باشد ، بلکه در خارج دو حیثیت واقعی ( حیثیت بالفعل و حیثیت بالقوه ) موجود است و جسم از آن دو حیثیت ترکیب شده است ، بر خلاف زمان معین که از دو حیثیت واقعی به نام قبلیت و بعدیت ترکیب نشده است . نظر اول ، نظر شیخ اشراق و اتباع وی است و نظر دوم ، نظر مشایین از قبیل ابن سینا است . مشایین نظر خود را با برهانی به نام برهان " فصل و وصل " و برهان دیگری به نام برهان " قوه و فعل " بیان کردهاند که اکنون مجال بحث در آنها نیست . البته در اینجانظر سومی نیز میتوان ابراز داشت که با فلسفه صدرالمتالهین ( که قائل به حرکت جوهری است ) سازگار است و آن نظریه اتحاد قوه و فعل در حرکت است . اما عجاله مطالبی که در اینجا بیان میشود اساس نظر مشایین است که جسم را مطلقا ( نه از آن نظر که متحرک است به حرکت