شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩
باید منتهی شود به واجب الوجود ، زیرا اگر منتهی نشود تسلسل علل غیر متناهیه لازم میآید و در مباحث علت و معلول اثبات شده است که تسلسل علل غیر متناهیه ممتنع است . پس خلاصه این برهان این است ، هر موجودی یا واجب است و یا ممکن و اگر ممکن است باید منتهی و متکی باشد به واجب و گرنه تسلسل علل لازمه میآید و تسلسل علل محال است . بوعلی سینا در نمط چهارم کتاب " اشارات " ، این برهان را ذکر کرده است و آن را بهترین برهان دانسته است ، زیرا در این برهان فقط یک محاسبه عقلی ما را به نتیجه رسانده است و مقدمهای که در آن به کار رفته و مفروض و مسلم گرفته شده این است که اجمالا موجودی در جهان است و جهان - بر خلاف ادعای سوفسطائیان - پوچ در پوچ و هیچ در هیچ نیست ، و البته این مقدمه بدیهی مرز فلسفه و سفسطه است و از بدیهیترین بدیهیات است . و هیچ موجودی از موجودات مقدمه قرار داده نشده است یعنی چنین نیست که وجود موجود خاصی از قبیل انسان ، حیوان ، زمین ، آسمان و یا هر چیز دیگر قبلا قطعی و مسلم گرفته شده باشد و سپس آن موجود خاص پایه و مبنا و نردبان برای اثبات ذات حق قرار گرفته باشد و در نتیجه وجود شیء دیگر از وجود باری تعالی قطعی تر و مسلم تر فرض شده باشد . خیر ، هیچ موجودی از موجودات پایه و پله و نردبان قرار نگرفته است . آنچه قبلا قطعی و مسلم گرفته شده است چند اصل کلی و قاعدهء عقلی است . ١ - اجمالا موجود و بلکه موجوداتی در جهان هست ، جهان هیچ در هیچ نیست . ٢ - موجود به حصر عقلی یا واجب است یاممکن .