شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥
و منع است و چون ضربه و نیروی خارجی وارد بر یک جسم سبب میشود که طبع
اولی آن جسم از فعالیت خویش ممنوع شود و بر خلاف جهت اصلی خود فعالیت
کند از این جهت اینگونه حرکات قسری نامیده میشود [١] .
مثلا اگر سنگی را در دست داشته باشیم ، همینکه او را رها کنیم و دست
خود را از آن بر داریم او بالطبع به طرف پایین حرکت خواهد کرد یعنی
همین رها کردن تا برای حرکت سنگ به طرف پائین کافی است و احتیاج
ندارد که ما یک ضربه و نیروئی بر آن وارد کنیم تا به سمت پایین حرکت
کند . اما اگر بخواهیم این سنگ به طرف بالا حرکت کند به ضربه و نیروئی
احتیاج دارد که بر آن وارد شود و او را به سمت بالا به حرکت در آورد .
به عقیدهء حکماء حرکت سنگ از بالا به پایین که به مقتضای طبع خود سنگ
انجام میگیرد و موافق طبع اولی جسم است ، حرکت طبعی است ، اما حرکت
از پائین به بالا که بر خلاف طبع اولی جسم است یک حرکت قسری است .
زیرا سنگ بحکم طبع اولی خود و به حکم تمایل ذاتی خود از بالا به پایین
حرکت میکند [٢] ، و اما حرکت سنگ از پایین به بالا به حکم ضربهای
است که بر او وارد میشود .
در اینجا باید سه مطلب را متذکر شویم :
الف - به عقیدهء حکماء حرکت قسری نیز ناشی از طبیعت خود جسم است
[١] چنانکه گفتیم بنا بر عقیدهء حکماء قدیم هیچ جسمی خالی از یک میل طبعی نیست . هر حرکت غیر طبعی مستلزم منع مقتضای طبع ، و جبر طبع بر خلاف مقتضای اولی وی است و به همین جهت ، هر حرکت غیر طبعی ، قسری نامیده میشود ، یعنی حرکت قسری ، نقطهء مقابل حرکت طبعی است . [٢] این مثالها در زمانهائی که هنوز به قانون جاذبهء عمومی پی نبرده بودهاند ، گفته شده است .