شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
عقول قاهره ، ماده المواد ، بلکه حتی حرکت ( البته حرکت جوهری ) آنها و زمان در شأن این علم است . علیهذا موجوداتی که در این علم وجود آنها اثبات میشود اعلی و اشرف و اقدمند از موجوداتی که در علوم دیگر به شکل دیگر اثبات میشوند . این علم ، " ما بعد الطبیعه " نیز نامیده میشود . کلمه " ما بعد الطبیعه " در زبان عربی ترجمه مستقیم کلمه " متا فیزیک " است که لغتی است یونانی ، بنابر مشهور نام و اصطلاح متا فیزیک بعد از ارسطو به وسیله شاگردان و شارحان کلام وی روی این علم گذاشته شد . از مجموع آنچه تاکنون گفتیم معلوم شد که از نظر قدما ، حکمت ، یعنی حقایق و علومی که قابل دریافت با نیروی عقل است ، در وهله اول منقسم میشود به حکمت نظری و حکمت عملی ، حکمت نظری به نوبه خود منقسم میشود به " حکمت الهی " یا " حکمت علیا " ، و " حکمت ریاضی " یا " حکمت وسطی " ، و " حکمت طبیعی " یا " حکمت سفلی " . حکمت الهی ، " علم اعلی " ، " علم کلی " ، " فلسفه ما بعد الطبیعه " و همچنین " الهیات بالمعنی الاعم " نیز نامیده میشود . الهیات بالمعنی الاعم دارای دو بخش است : بخش " امور عامه " که شامل مباحث وجود و عدم ، ضرورت و امکان و امتناع ، قدم و حدوث ، وحدت و کثرت ، قوه و فعل ، ماهیت ، علت و معلول است و ملحق بر این بخش است مباحث جواهر و اعراض ، و حقیقت جسم طبیعی و برخی مباحث دیگر . و بخش الهیات بالمعنی الاخص که درباره خدا و صفات و افعال خدا بحث میکند . در اینجا جای یک پرسش هست و آن اینکه چرا این علم را الهیات مینامند و چرا مجموع را الهیات بالمعنی الاعم و بخش مخصوص به ذات و صفای و افعال باری را الهیات بالمعنی الاخص مینامند .