شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧
همچنین سایر جهات و این فرع بر آن است که آن شیء دارای طرفهای متعدد باشد . و اما اگر او چند طرف نداشته باشد امکان ندارد که چیزی در فوق او و چیز دیگر در تحت او و چیزی در شرق یا غرب یا شمال یا جنوب او واقع شود . این مطالب را با بیان دیگر میشود ادا کرد . فرض میکنیم جزئی را که در فضا قرار گرفته است . یک خط جوهری و یا راس مخروطی را از بالا ، و خط جوهری و یا راس مخروطی دیگر را از طرف پائین به سوی وی به حرکت در میآوریم ، این دو خط و یا این دو مخروط طبعا در محل جزء با یکدیگر تلاقی میکنند . یا این است که هر کدام از اینها با طرفی از جزء تلاقی میکند و خود جزء در وسط قرار میگیرد ، پس آن جزء ، دو طرف دارد و متجزی است ، و یا این که هر دو خط یا هر دو مخروط دریک نقطه تلاقی میکنند یعنی جزء مفروض به هیچ وجه مانع تلاقی آنها نمیشود پس وجود و عدم چنین جوهری علی السویه است ، زیرا به فرض این که او هم نبود چنین تلاقی حاصل میشد و علیهذا اگر هزارها و بلکه غیر متناهی جزء نیز در میان باشد باز باید دو خط مزبور یا دو مخروط مزبور با یکدیگر تلاقی کنند زیرا هر جزء از لحاظ تلاقی با آن خط یا مخروط حکم خط و مخروط را دارد یعنی هیچ جزء مانع تلاقی او نیست پس لازم میآید که با وجود هزارها بلکه غیر متناهی جزء دو خط یا دو مخروط مزبور تلاقی نمایند و با این وضع چگونه ممکن است این ذرات حجم جسم را به وجود آورند مانع و تلاقی اجسام گردند .
| برهان قطع و تناسب نفی |
| معتقد النظام مع ما سلفا |