شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١
و رانندهء جسم است و آن حیثیت قابل لمس نیست ، فقط بحکم عقل وجود آن
را کشف میکنیم ، این حیثیت همان است که به نامهای " طبیعت " ، "
صورت نوعیه " و غیره خوانده میشود .
از نظر آن دانشمندان ، سنگ چه در وقتی که رو به پایین میآید و چه در
وقتی که رو به بالا میرود تحت تاثیر نیروی داخلی و ذاتی خودش است ، گو
اینکه در وقتی که از پائین به بالا میرود تحت تاثیر عکس العملی است که
نیروی داخلی و ذاتی در مقابل ضربه ای که از خارج وارد شده نشان میدهد .
هیچ دانشمندی [١] از دانشمندان پیشین معتقد نبوده است که هر حرکت
برای اینکه دوام پیدا کند نیازمند به نیروی خارجی است که دائما همراه آن
باشد و بر روی آن اثر بگذارد .
به نظر میرسد این اشتباه از آنجا پیدا شده که در سخنان فلاسفه لزوم
نیروی محرکه را دیدهاند و پنداشتهاند که مقصود فلاسفه ازنیروی محرکه ،
نیروهای خارجی وارد بر جسم است که مورد توجه علمای طبیعی و فیزیک است
. آنچه فیزیک ( یا طبیعیات ) جدید به ثبوت رسانیده است عدم نیازمندی
حرکت است به نیروئی که از خارج بر جسم وارد شده باشد ، و اما بی نیازی
حرکت از نیروی داخلی و ذاتی جسم و اینکه اساسا آیا هر جسمی دارای یک
نیروی داخلی و ذاتی هست یا نیست نه مورد نظر فیزیک است و نه میتواند
باشد .
و اما از جنبه عملی: قبلا گفتیم که درباره عدم قسر دو نظر است. طبق یک
[١] طبق آنچه از کتاب " نظر متفکران اسلامی دربارهء طبیعت " ظاهر میشود خود ارسطو معتقد بوده است که نیروی دهندهء حرکت ، جذب یا دفع هواست ، علیهذا خود ارسطو قائل بوده است که در حال قسر همیشه عامل خارجی باید دخالت کند .