شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢
به آنها قطعا اشتباه است ، و شاید منشاء اشتباه تعبیری است که شهرستانی در دو جای " ملل و نحل " دارد که رواقیون را در مقابل مشائین ذکر میکند . ولی اشراقی نامیدن آنها البته صحیح است و ظاهرا این اصطلاح را نیز حکمای اسلامی وضع کردهاند . اشکال دوم این است که قطع نظر از اینکه رواقی نامیدن افلاطون و افلاطونیان صحیح است یا صحیح نیست ، انتساب این عقیده به افلاطون اساسی ندارد . آنچه مسلم است این است که ارسطو معتقد به ترکیب جسم از هیولی و صورت هست ، اما اینکه افلاطون منکر باشد معلوم نیست و از کلمات مورخین فلسفه معلوم میشود که ارسطو و افلاطون در هیولای اولی اختلاف نظر نداشتهاند ، اختلافشان در " صورت " است که ارسطو آنرا اصیل میداند و افلاطون آنرا پرتوی از مثل که خود به آن قائل است میشمارد . نظریه انکار هیولی از شیخ شهابالدین معروف به شیخ اشراق است ولی بی جهت به افلاطون نسبت داده شده است . حکماء بعد از شیخ اشراق غالبا نظریات شخصی او را به عموم اشراقیون نسبت میدهند .
| ان الهیولی العم اعنی ما حمل |
| قوه شیء اثبتت کل الملل |