شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦
باز قوهء مدرکه است که قوهء شوقیه را تحریک میکند . پس قوهء مدرکه مبداء قوهء شوقیه و قوهء شوقیه مبداء قوهء عامله است و قوهء عامله نیز مبداء فعل و عمل خارجی است . و به تعبیر دیگر قوهء عامله " مبداء قریب " فعل و قوهء شوقیه " مبداء بعید " آن و قوهء مدرکه " مبداء ابعد " آن است . کار قوای مدرکه اطلاع رساندن و سایر کارهای اطلاعاتی و به حرکت در آوردن قوای شوقیه است و کار قوای شوقیه به حرکت در آوردن و بر انگیختن قوای عامله و کار قوای عامله به حرکت در آوردن بدن یا یک عضو از اعضاء بدن است . از این رو است که حکماء میگویند " العامله تحت الشوقیه والشوقیه تحت المدرکه " . فرض کنید شما در پیادهرو خیابان حرکت میکنید ، در این بین چشمتان به کتابی ، در ویترین یک کتابفروشی میافتد . نام کتاب و نام مولف و موضوع بحث که بر روی کتاب نوشته شده است نظر شما را جلب میکند ، سپس به سمت کتاب فروشی رفته و کتاب را میگیرید و باز میکنید و فهرست مطالب آن را میبینید ، آنگاه رغبت خریدن آن کتاب در شما پدید آمده و قیمت آنرا پرداخت کرده و از آنجا خارج میشوید . در این مثال قوهء مدرکه ( حس باصره ) وجود چنین کتابی را به ذهن شما اطلاع داده و در اثر این اطلاع میل و شوق شما بر انگیخته شده و اندیشه خریدن آن در شما پیدا میشود . در اثر این شوق مسیر خود را تغییر داده ، به طرف کتاب رفته تا بالاخره کتاب را خریده و از آنجا خارج میشوید . پس این قوهء مدرکه بوده که شوق را در شما بر انگیخته است ، و این شوق و اراده بوده که پا را به سوی مغازه به حرکت در آورده و زبان را به گفتگو و مذاکره در مورد قیمت کتاب وادار کرده و دست را به جیب برده و انواع ریزه کاریهای دیگر را