شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٠
آنها اشاره میکنیم . الف - بشر به هر موجودی از موجودات جهان مینگرد داغ حدوث و تغییر و مربوبیت را در پیشانی او میبیند . در نظر اول که میبیند برخی اشیاء " پدیدار " و " حادث " و " متغیر " و " مرعوب و مسخرند " ، به حکم بدیهی عقل متوجه میشود که نیرو یا نیروهائی هست که این اشیاء را میبرد و میآورد ، میراند و جلو میبرد ، تحت تسلط و قدرت خویش دارد ، در این نظر میخواهد برخی حوادث را با برخی دیگر توجیه کند ، یعنی برخی را پدید آورنده ، راننده ، جلو برنده ، مسلط و مدبر و مربی بعضی دیگر فرض میکند . ولی تدریجا متوجه میشود که هر چه در جهان است چنین است ، هر چیزی که او را پدید آورنده و راننده و مدبر و مربی چیز دیگر فرض میکند ، میبیند او نیز به نوبه خود " پدیدار " و " رانده شده " و " مربوب " است . در این وقت است که تمام جهان را با همه اجزاء و همه روابطی که میان آنها هست یک واحد پدیدار ، و یک واحد مربوب ، میبیند و این جا است که متوجه میشود که دست قدرت یگانهای هست که رب العالمین و پدید آورندهء همه پدیدهها است . قرآن کریم داستان ابراهیم را در آغاز رشد عقلی وی برای افاده همین منظور بیان کرده است آنجا که میفرماید : « و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الأرض و لیکون من الموقنین فلماجن علیه اللیل رأی کوکب ، قال هذا ربی فلما افل قال لا احب ا×فلین ، فلما رأی القمر بازعا قال هذا ربی ، فلما افل قال لئن لم یهدنی ربی عکونن من القوم الضالین فلما رأی الشمس بازغه قال هذا ربی ، هذا اکبر ، فلما افلت قال یا قوم انی بریء مما تشرکون ، انی وجهت وجهی للذی فطر السموات والارض »