شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨
فعلی خود را حفظ کنند ولی از آن جهت که بالقوهاند اقتضای عبور از وضع فعلی و شیء دیگر شدن دارند لهذا میگویند هیولی شوق به صورت دارد و هر صورت جدید که بیاید خواهش صورت دیگر در او پیدا میشود ، از این رو میتوان گفت که نوع تضاد در دل اجسام وجود دارد ، اجسام به موجب یک حیثیت اقتضای حفظ و ابقاء وضع موجود و به موجب حیثیت دیگر اقتضای دگرگونی و انقلاب دارند . نتیجه مقدمات گذشته این است که اشیاء در عین اینکه هر کدام شیء خاص هستند امکان شیء دیگر شدن در آنها هست و این دلیل است که در اشیاء دو حیثیت واقعی وجود دارد تا به موجب یکی از آنها همانند که هستند و آن حیثیت صوری آنها است ، و به موجب حیثیت دیگر همانند که میتوانند شیء دیگر بشوند و آن حیثیت هیولائی آنها است . در میان مقدمات پنج گانه فوق آنچه بیشتر باید به کرسی نشانده شود مقدمه پنجم است . مقدمات چهارگانه دیگر چندان نیازی به اثبات ندارد .