شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦
که در ماوراء الطبیعه و بعد از طبیعت ( و یا به قول ابن سینا : " قبل از طبیعت " قرار گرفتهاند . حکمای اسلامی ، به تبعیت از همین غلط ، نام فلسفه اولی را به طور کلی ، " علم الهی " و یا " الهیات " ، خواندند ، اما از سوی دیگر مشاهده کردند که فقط بخش مختصری از این علم ، درباره ذات ، صفات و افعال الهی است ، والهیات واقعی ، تنها همین بخش است . از این رو این بخش را که جزئی از قسمتی بود که قبلا آن را الهیات خوانده و ترجمه کرده بودند ، الهیات نامیدند ، و طبعا این کلمه ، دو اصطلاح پیدا کرد : ١ - اصطلاح خاص : که در آن کلمه " الهیات " به معنی حقیقی خود ، استعمال شده است . ٢ - اصطلاح عام : که هیچ وجه معقولی نداشته ، جز پیروی از یک ترجمه غلط تاریخی . این خلاصه نظر کسانی بود که نامیدن " فلسفه اولی " را به الهیات صرفا ناشی از یک غلط میدانند . اکنون بدون این که منکر آن غلط تاریخی ، در دوره بعد از ارسطو و قبل از اسلام به شویم ، در این جا همین قدر میگوئیم که حکمای اسلامی ، در اینجا وجه دیگری ذکر میکنند و نامیدن این علم به نام " الهیات " ، از نظر آنان ، نه یک تبعیت کور کورانه از ترجمههای غلط است ، و نه از باب تسمیه کل به اسم جز است . این حکماء همچنان که در کلمات بزرگانشان از قبیل : بوعلی و ملاصدرا مذکور است ، در مقام تقسیم حکمت نظری به سه قسم : الهی ریاضی و طبیعی ، چنین گفتهاند :