شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٥
این که مباحث مربوط به ذات ، صفات و افعال خدا را الهیات نامیدهاند ، وجه روشنی دارد ، اما این که چرا مجموع فلسفه اولی را الهیات مینامند ، سئوالی است که باید بدان پاسخ گفت . ممکن است گفته شود : این که همه فلسفه اولی را حکمت الهی یا الهیات مینامند ، - در مقابل حکمت طبیعی و حکمت ریاضی - صرفا از باب تسمیه کل به اسم جزء است ، یعنی از آن نظر که بخشی از مباحث این علم ، دربارهء ذات و صفات و افعال الهی است . این وجه ، میتواند وجه صحیحی باشد ، ولی خود حکمای اسلامی که این اصطلاح را وضع کردهاند ، ملتزم به آن نیستند ، و وجه دیگری برای آن ابراز میدارند : برخی میگویند : نامیدن فلسفه اولی به " الهیات " ، صرفا از یک غلط تاریخی ، سرچشمه میگیرد ، و آن این است : در مجموعه فلسفه ارسطو ، که بعدها به دست شاگرادان او و شاگردان شاگردانش رسید ، فلسفه اولی به حسب ترتیب ، بعد از طبیعیات قرار گرفته بود ، و از طرفی هم ، خود ارسطو هیچ نامی از قبیل " فلسفه اولی " یا " علم اعلی " و یا " علم کلی " و از این قبیل نامها . . . بر روی این بخش از فلسفه خود ، ننهاده بود . از این رو این قسمت به مناسبت این که بی نام بود و هنگام تدوین معارف فلسفی ارسطو از نظر ترتیب بعد از بخش طبیعیات قرار گرفت ، با نام " متا فیزیک " یعنی " ما بعد علم طبیعت " خوانده شد ، در دوره اسلام این کلمه به " ما بعد الطبیعه " ترجمه شد و تدریجا در عرف عام به جای کلمه " ما بعد الطبیعه " کلمه " مأوراء الطبیعه " استعمال شد . مفهوم کلمه " ماوراء الطبیعه " مساوی است با کلمه " مجردات " ، یعنی حقایقی