شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤
و قیاس کن بر او ( وجود ) ، هر آنچه ( صفت ) را که ممتنع نیست و ممکن است برای وجود ، و بدون اینکه وجود حالت جسمیت به خود بگیرد آن صفت بر وجود واقع میشود . پس باز گرد و همه آنها را ( آن صفات را ) ، در ذات و واقع یکی قرار بده ، پس کثرت ، در چیزهائی ( مفاهیم ) است که انتزاع شدهاند . شرح : در این دو بیت دربارهء صفات واجب الوجود ، بحث شده است . در بیت اول ، اجمالا اشاره شده است که ذات واجب الوجود متصف به برخی صفات ، میگردد ، و برخی صفات دیگر از او سلب میشود . به عبارت دیگر واجب الوجود ، دارای پارهای صفات ثبوتیه و پاره ای صفات سلبیه است و به طور ضمنی معیار صفات ثبوتیه و صفات سلبیه ذکر شده است . مطلبی که لازم است گفته شود این است که : احکام و صفاتی که برای یک موجود اثبات میشوند ، بر قسم است : یا این است که آن موجود ، از آن جهت که موجود است ، متصف به آن صفت میگردد ، یا این که صرف موجودیت برای اتصاف به آن صفت کافی نیست ، مثلا موجود از آن جهت که موجود است ، متصف میشود به این که واحد است یا کثیر ، بالفعل است یا بالقوه ، علت است یا معلول ، ولی موجود ، از آن جهت که موجود است ، متصف نمیشود به این که کوتاه است یا دراز ، متحرک است یا ساکن ، سفید است یا سیاه ، بلکه پس از آن که در مرتبه قبل ، تعینی خاص برای وجود پیدا میشود ، درمرتبه بعد ، این صفات و احکام پیدا میشود مثلا درباره یک جسم صحیح است گفته شود که آیا مکعب است یا کروی یا استوانه ای ؟ و درباره یک آواز صحیح است که گفته شود آیا بلند است یا کوتاه ؟ آیا زیر است یا بم ؟ و دربارهء یک خوردنی صحیح است گفته شود شیرین است یا