شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢
می کنیم که استدلال جداگانهای به شمار میرود . قبل از بیان این مطلب تذکر چندمقدمه در اینجا لازم است : مقدمه اول : در محل خود ثابت شده است که : هر پدیدهای که در عالم حادث میگردد قبلا قوه آن پدیده ، یعنی استعداد و امکان استعدادی آن موجود بوده است . حکماء ثابت کردهاند که : " کل حادث مسبوق بقوه و ماده تحملها " از این روی هر حدوث و پیدایشی ، نوعی خروج شیء از قوه و استعداد به حد فعلیت و کمال است . مقدمه دوم : و نیز در محل خود ثابت شده است که ماهیت حرکت عبارت است از : خروج شیء از قوه به فعلیت ، تدریجا . و باز ثابت شده است که در طبیعت همه چیز تدریجا از قوه به فعلیت ، خارج میگردد پس همه پدیده ها از طریق حرکت به وجود میآیند . مقدمه سوم : همچنان که قبلا اشاره شد : حرکت نیازمند به محرک است و خروج شیء از قوه به فعلیت ( هر چند فرض کنیم دفعی باشد نه تدریجی ) نیازمند به مخرج است . مقدمه چهارم : این مطلب معلوم است که فاقد کمال ، نمیتواند معطی کمال باشد و به قول معروف :
| کهنه ابری که بود ز آب تهی |
| کی تواند که کند آب دهی ؟ |