شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢
صوری و آنکه ماده است علت مادی خوانده میشود .
ما در پاسخ میگوئیم گذشته از اینکه با این فرض معنای ماده آن نیست که
حاجی و دیگران تعریف کردهاند و گفتهاند مادهء هر چیزی حامل استعداد همان
چیز است ، به این حساب از نظر دیگر هم هر چند مورد قبول اکابر است ولی
صحیح نیست . زیرا مادهای که همراه این صورت است ، در حقیقت این مرکب
دخالت ندارد و آن مادهای که دخالت دارد همان است که اکنون تبدیل به
صورت شده است و چنین نیست که هنگامی که میگوئیم استعداد تبدیل به
فعلیت میشود صرفا یک عرضی ( استعداد ) تبدل یافته باشد و مادهء حامل آن
همچنان محفوظ مانده باشد ، بلکه حقیقت آن ماده تبدل یافته است [١] .
و شاید این اشتباه که فرض شده ماده همراه صورت ، جزء حقیقت مرکب
است ، از مثالهای ابتدائی مصنوعات بشری از قبیل میز و صندلی ناشی شده
است ، چون دیدهاند که در این مثالها مادهء چوب را نمیتوان خارج از
حقیقت میز یا صندلی فرض کرد . اما اندکی توجه به اینکه این مثالها
مثالهای ابتدائی است و مصداق واقعی نیست ، این اشتباه را رفع میکند .
شاید هم این اشتباه از قیاس گرفتن مرکب حقیقی به مرکب اعتباری پیدا
شده است . مثلا نماز یک مرکب اعتباری است که از اجزائی نظیر تکبیر و
قیام و قرائت و غیره مرکب شده و همهء اجزاء موجودات بالفعل هستند و در
عرض
[١] اگر گفته شود که آنچه بو علی و صدرا گفتهاند این است که ماده در ماهیت شیء دخالت ندارد ولی پذیرفتهاند که موجود خارجی مرکب است از ماده و صورت و آنچه در اینجا گفته شد صرفا این است که وجود خارجی مرکب است از ماده و صورت ، جواب این است که این توجیه با تصریح قوم به اینکه ماده و صورت را علل ماهیت مینامند جور نمیآید . تفصیل بیشتر این مطلب موکول به جای دیگر است .