شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥
ذکر کردیم . ٣ - فرضیه سوم این است که ماده در خو دحرکت به قوه احتیاج ندارد ، تنها د رتغییر حرکت است که به قوه احتیاج دارد . بنابراین هر حرکتی به هر دلیل در هر حالت که در جسم پدید آمد جسم آن حرکت را جبرا د رخود حفظ میکند ومادامی که قوه ای دیگر تغییری دیگر در وضع آن جسم ایجاد نکند آن حالت قهرا وجبرا باقی خواهد ماند . این فرضیه با آزمایش های علمی تایید شده ودر حال حاضر مورد قبول دانشمندان علوم طبیعی است . چون این فرضیه و دوفرضیه بالا هر کدام با سبک خاص تقریر شده است هیچکدام مستقیما دلیل دیگری را رد نمیکند ، درست مانند دونفر هستند که هر کدام با زبانی که دیگری آنرا نمیفهمد در صدد اثبات مدعای خو د بوده باشد که قهرا هیچگاه بین آنها تفاهم پیدا نخواهد شد . تنها از نظر کسی که باهر دو زبان آشنا باشداین امکان وجود دارد که ببیند آیا این دو نفر که یکی نافی ودیگر مثبت است امر واحدی را نفی واثبات میکنند یا نه . اگر فرضیه اول را اینطور تقریر کنیم که ماده در حرکت خود محتاج است به قوه ای که از خارج بر وی وارد آید و او را به حرکت در آورد و هم از یاقوه خارجی دیگر حرکت آن ماده را ادامه دهد بدون شک با فرضیه دوم متناقض است ونه تنها آزمایش های علمی جدید آن را ابطال میکند دلائل عقلی فلسفی نیز با آن موافقت ندارد وبلکه بر خلاف محسوسات ومشهودات است . واما اگر فرضیه اول را اینطور تقریر کنیم که ماده در حرکت خود به قوه محرکه ای احتیاج دارد وبا دلائل ثابت کنیم که قوه به حرکت آورنده جسم وادامه دهنده آن حرکت ، ضربه های خارجی نیست بلکه طبیعتی است در خود ماده