شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦
ولی نه طبیعت اولی بلکه طبیعت ثانوی ( یعنی طبیعت در تحت تاثیر یک عامل خارجی ) یعنی همانطور که به هنگام حرکت سنگ از بالا به پائین طبیعت خود او است که او را به پائین میکشددر وقتی هم که سنگ به بالا میرود باز طبیعت خود او است که او را به بالا میکشد ولی در این حال طبیعت در تحت تاثیری که ضربه بر او وارد کرده است کار دوم را انجام میدهد . پس چنین نیست که هنگامی که سنگ از پائین به بالا میرود طبیعت بیکار باشد و سنگ خود به خود حرکت کند ، زیرا هیچ پدیدهای خود به خود نمیتواند حادث شود و خود به خود هم نمیتواند به وجود خود ادامه دهد . و نیز نمیتوانیم بگوئیم که عامل حرکت همان ضربه است . زیرا ضربه در یک " آن " حادث شد و از میان رفت ، پس حتما باید حکم کنیم که در اثر ضربه یک حالت ثانوی در طبیعت پیدا شده و این خود طبیعت است که سنگ را روبه بالا میبرد . و به عبارت متناسب با مصطلحات عصر ما ، ضربهای که بر سنگ وارد میشود عکس العملی در طبیعت سنگ ایجاد میکنند ( عکس العمل به معنی اعم ، نه خصوص عملی در جهت عکس عمل اول ) . معنی ایجاد شدن عکس العمل ، این است که طبیعت نوعی سنگ خاصیتش تحریک و راندن سنگ است ، چیزی که هست در حالت عادی آنرا به سوئی و در حالت غیر عادی آنرا به سوی دیگر میراند . ب - حرکت قسری ادامه نخواهد یافت و به پایان خواهد رسید ، بر خلاف حرکت طبعی که امکان دوام دارد . چرا ؟ این را به دو نحو میتوان تقریر کرد : یکی اینکه چون این حرکت بر خلاف طبع اولی جسم است خود طبیعت خود بخود به حال اول بازگشت میکند . علیهذا اگر حرکت قسری در خلا