شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠
یک انتها باشند مانند دو خط یا سطح که دارای یک نهایت باشند مثلا دو
خطی که یک زاویه ایجاد میکنند در نقطهء زاویه با هم اشتراک دارند و
لهذا گفته میشود این دو خط به هم متصلند .
و گاهی این کلمه را در مورد دو چیز به کار میبرند که میان آنها چیز
دیگر قرار نگرفته است مثلا اگر نوک قلم روی کاغذ قرار بگیرد گفته میشود
این قلم متصل به کاغذ است [١] .
و گاهی در مورد اشیائی به کار میبرند که به یکدیگر بسته شدهاند به طوری
که با حرکت هر یک از آنها آن دیگری حرکت کند . مثلا در مورد حلقههای
زنجیر و یا واگنهای قطار گفته میشود اینها به یکدیگر متصلند ، گفته میشود
آخرین واگن و اولین واگن به هم متصلند ، یعنی طوری هستند که با حرکت هر
یک دیگری اجبارا حرکت میکند . در آنجا با اینکه میان اولین واگن و
آخرین واگن واگنهای دیگری فاصله است کلمه اتصال به کار برده میشود [٢] .
[١] حاجی سبزواری این مورد را ذکر نکرده است ، فقط مورد اول را ذکر کرده است و حال آنکه عرف عام در این مورد هم کلمه اتصال را بکار میبرد ، بلکه باید گفت در مورد دو خط که در یک نهایت با هم شریکند این کلمه از آن جهت به کار نمیرود که دو خط در یک نهایت با هم شریکند بلکه از این جهت به کار میرود که میانشان چیز دیگر قرار نگرفته است . پس بازگشت آن استعمال به این استعمال است . [٢] به نظر میرسد که بازگشت این استعمال عرفی نیز به دو استعمال اول است . عرف از این جهت حلقههای زنجیر را متصل به هم میخواند که هر دو حلقه مجاور یکدیگر متصلند یعنی میان هر دو حلقه مجاور فاصلهای نیست . حلقات را بترتیب ١ و ٢ و ٣ و ٤ شماره گذاری میکنیم . حلقه یک و حلقه دو متصلند زیرا میان آنها جسم دیگر فاصله نیست ، لااقل در حال حرکت جسم دیگر فاصله نیست . و حلقه ٢ با حلقه ٣ همین حال را دارد . اما حلقه ١ و حلقه ٣ چنین نیستند . یعنی حلقه ٣ متصل است به متصل به حلقه ١ نه به خود حلقه ١، بعد متصل به متصل به شیء را مجازا متصل به خود آن شیء میخواندند.