شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩
بدهید جهان را میسازیم داری این طرز فکر بودهاند . ب - در اصطلاح حکماء گاهی به جای کلمه " استعداد " کلمه " قوه " آورده میشود ، که البته باید توجه داشت که کلمه " قوه " که در این مورد به معنی " استعداد " به کار میرود با قوه به معنی " نیرو " که آن نیز مصطلح فلاسفه است و در علوم طبیعی به کار برده میشود متفاوت است و اشتراک آنها فقط در لفظ است . فرق میان قوه ، آنجا که به معنی استعداد به کار میرود با خود استعداد این است که استعداد عبارت است از قوه قریب به فعلیت ولی قوه اعم است از قریب و بعید . لهذا میگوییم در دانه گندم استعداد جو شدن نیست ، یعنی قوه قریب به فعلیت نیست و حال آنکه قوه بعید هست ، یعنی ممکن است دانه گندم مراحلی را طی کند تا بالاخره مثلا تبدیل به خاک شود و آنگاه خاک در شرایط مخصوص به دانه جو تبدیل گردد . ج - معلوم شد که منظور حکماء از استعداد " شدن " این است که حالتی داخلی و درونی در شیء وجود دارد که به موجب آن حالت ، آن شیء به سوی فعلیت و کمال میشتابد ، یعنی این قوه در مقابل فعلیت است که نسبت آنها ( یعنی قوه و فعلیت ) به یکدیگر نسبت نقص و کمال است و لهذا این گونه استعدادها را میتوانیم " آمادگی برای تکامل " بخوانیم ، و اما نوعی امکان دیگر که امکان انهدام و از بین رفتن است ، مانند امکان متلاشی شدن و آرد شدن گندم و امکان فاسد شدن تخم مرغ در هوای گرم از محل بحث خارج است . در جهان دو جریان وجود دارد که از آنها به حیات و موت یا آباد شدن و خراب شدن یا دوختن و دریدن و امثال اینها میتوانیم تعبیر کنیم . از طرفی اشیاء به موجب استعدادو میل ذاتی به سوی نظم و ساخته شدن و نو شدن و تکامل پیش میرود و از طرف دیگر در تضاد و تصادم عوامل طبیعی و تاثیر پذیری عوامل