شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣
اساسا ما به چه دلیل میگوئیم بوعلی سینا فیلسوف و طبیعت بوده و سعدی
ادیب و باذوق ؟ آیا جز از راه آثار آنها است ، مادر مغز و اندیشه بوعلی
یاسعدی نبودهایم ، فقط آثار آنها را دیدهایم فرضا در زمان آنها میبودیم و
از نزدیک خود آنها را میدیدیم باز مستقیما راهی به مغز و اندیشه آنها
نداشتیم فقط گفتههای آنها را از زبان خودشان میشنیدیم و یا نوشتههای آنها
را در زیر دست خود آنها میدیدیدیم .
اکنون اگر کسی ادعا کند که بوعلی و سعدی فاقد معلومات و اطلاعات و
استعداد فلسفی و ادبی بودهاند و خود به آنچه میگفته و مینوشتهاند آگاه
نبودهاند ، ندانسته سخنانی میگفتند و به این صورت در میآمده است و بدون
توجه و عمد و قصد دست خود را به قلم و کاغذ میبردهاند و تصادفا آثاری به
وجود آمده دارای این همه معنی ، آیا ما هرگز قبول میکنیم ؟ ابدا .
هر برگ درخت ، و هر پرده از پردههای چشم یک حیوان به اندازهء همه
آثار بوعلی و سعدی نشانه از فکر و عمد و قصد و تدبیر واراده دارد .
قرآن کریم از زبان موسی بن عمران خطاب به فرعون و فرعونیان خداوند را
چنین معرفی میکند : « قال ربناالذی اعطی کل شیء خلقه »( سورهء طه - آیه
٥٠ ) [١]
ج - یکی از شگفتیهای طبیعت که اندیشه بشر را سخت تکان میدهد توجه
حیرت انگیز اشیاء است به غایات و اهداف خود و به عبارت دیگر اصل
هدایت
[١] گفت پروردگار ما کسی است که خلقت خاص هر موجودی را به او عطا فرموده است .