شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢
خاصی داشتند ، گروهی دیگر که عقائدی برضد عقاید این عده داشتند برای این
که فروتنی کرده باشند ، خود را سوفیست و دانشور نخوانده بلکه خود را "
فیلاسوفیا " [١] یعنی " دوست دار دانش " خواندند ، سقراط و افلاطون
و ارسطو از این دستهاند . دسته اول منکر حقیقت و احیانا منکر واقعیت
بودند ، ولی دسته دوم معترف به واقعیت و امکان شناخت آن ، چنان که
هست ، بودند . از آن به بعد " فیلاسوفی " گری نقطهء مقابل " سوفیست
" گری شناخته شد . در زبان عربی " فیلاسوفی " گری را فلسفه و "
سوفیست " گری را سفسطه خواندند .
هر چند کلمه فلسفه متضمن نوعی تواضع است و در اصل مفهوم دوستداری
دانش را میدهد ولی در اصطلاح به معنی مطلق دانش است . فلسفه ارسطو شامل
مجموع دانشهای ارسطوئی در همه زمینهها بود .
این لغت در اصطلاح فلاسفه ، از قدیم تا قرون جدید به مطلق دانش و
معرفت بشری اطلاق میشد ، البته دانش و معرفتهای کلی و استدلالی و عقلی .
علیهذا تمام علوم ادبی از قبیل تاریخ و لغت و دستور زبان و همچنین علوم
دین از قبیل فقه و اصول از فلسفه خارج بود . حتی علم پزشکی به اعتبار این
که جزء علوم طبیعی است به عنوان یک رشته از فلسفه طبیعی از آن یاد میشد
.
فلسفه و علم
در عصر جدید که تحولی در روش و سبک تحقیق علمی رخ داد و روش تجربی جانشین روش قیاسی و استدلالی شد ، عدهای از دانشمندان آن دسته از علوم را که با روش عینی و تجربی قابل تحقیق بود نام " علم " نهادند و آن دسته دیگر علومPhilosophia - ١