شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢
یعنی با آن که به نظر میرسد الهیات بالمعنی الاخص از آن جهت که اختصاص دارد به مسائل مربوط به خدا ، باید علم و فن مستقلی شمرده شود ، آن را جدا و مستقل نشمردهاند بلکه مسائل آن را جزء علم دیگر که " علم وجود " است و موضوعش " موجود بماهو موجود " است به حساب آوردهاند . زیرا معتقدند که مسائل الهیات بالمعنی الاخص جزء احکام " موجود بما هو موجود " است بر خلاف مسائل ریاضی یا طبیعی که حسابی جداگانه و مستقل دارد . و معتقدند که مسائل الهیات بالمعنی الاخص مستقیما از مباحث امور عامه استنتاج میشود ، بر خلاف مسائل ریاضی و طبیعی که از یک سلسله اصول و مبادی خاص استنتاج میگردد ، هم چنان که روش تحقیق در مسائل الهیات بالمعنی الاخص نیز عینا همان روش تحقیق در امور عامه است . علیهذا الهیات بالمعنی الاعم شامل دو قسمت است . ١ - امور عامه ٢ - " الهیات بالمعنی الاخص " یا " فن مفارقات " که شامل مباحث مربوط به خدا و عوالم ماوراء الطبیعی است . والبته الهیات بالمعنی الاعم که مشتمل بر مجموع این دو قسمت است ، " علم اعلی " و " علم ما بعد الطبیعه " و " فلسفه اولی " نیز نامیده میشود . " علم اعلی " مقابل " علم اوسط " و " علم ادنی " است ، " علم اوسط " یعنی ریاضیات و " علم ادنی " یعنی طبیعیات و مجموع اینها را " علوم نظری " یا " فلسفه نظری " مینامند و فلسفه نظری در مقابل فلسفه و علوم عملی است . فلسفه نظری مشتمل بر سه قسمت است : ١ - الهیات بالمعنی الاعم یا علم اعلی ٢ - ریاضیات یا علم اوسط .